محمد بن عبد الله بن عمر

128

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

عهد كرده‌اند . وسيد ، عليه السلام ، را ناخوش آمد وبا أبو بكر وعمر وبعضي از صحابه ، رضى اللّه عنهم ، پيش قوم بنى النّضير « 1 » رفت ، كه با سيد ، عليه السلام ، عهد كرده بودند ، وأحوال آن دو مرد ، كه عمرو بن اميّه كشته بود ، بگفت . واز ايشان مدد خواست تا خونبهاى اين دو مرد به قبيلهء بنى عامر فرستد . جهودان بنى النّضير بظاهر تواضعى كردند وگفتند : بدهيم ، وبرخاستند از خدمت سيد ، عليه السلام ، وبا يكديگر به پنهان گفتند : محمد چنين جايى نتوان يافت « 2 » . يكى بايد كه از كنارهء بأم ، سنگى بر سر وى زند . جهودى برفت تا سنگى اندازد . جبرئيل ، عليه السلام ، بيامد وسيد ، عليه السلام ، را آگاهى داد وگفت : به مدينه رو كه جهودان غدر خواهند كرد . سيد ، عليه السلام ، برخاست ، وخبر صحابه نداد ، وتنهايى روى در مدينه نهاد . بعد از ساعتي ، صحابه طلب سيد ، عليه السلام ، كردند ؛ مردى ديدند كه از مدينه مىآمد وگفت : محمد را به نزديك مدينه ديدم كه مىرفت . * ايشان نيز از پى سيد ، عليه السلام ، برفتند . وبفرمود تا لشكر جمع شدند ، وشش روز قلعهء ايشان حصار داشت . وبعد از آن ، زنهار خواستند وقلعه تسليم كردند ، وبا فرزندان بيرون آمدند . وبعضي به خيبر رفتند ومقام كردند . وبعضي به شام رفتند . واز ايشان دو مرد مسلمان شد « 3 » . ومال‌ها كه در قلعه بگذاشتند ، سيد ، عليه السلام ، به خاصّ خود برگرفت وبر مهاجران قسمت فرمود ، واز آن هيچ به أنصار نداد ، الّا سهل بن حنيف وأبو دجانة ، هر دو را نصيب فرمود . وحق تعالى سورة الحشر در اين باب فرو فرستاد « 4 » . غزو سيزدهم - غزاى ذات الرّقاع سيد ، عليه السلام ، بعد از غزو بنى النّضير ، ربيع الآخر وجمادى الأولى در مدينه بود . بعد از [ آن ] « 5 » أبو ذر غفارى ، رضى اللّه عنه ، را به نيابت خود در مدينه نصب كرد ؛ وبه غزو أهل نجد رفت . وچون به نخله رسيدى ، در موضعي كه آن را ذات الرّقاع « 6 » گويند ، لشكر بسيار ، از قوم

--> ( 1 ) . قومي از يهوديان مدينه كه در وادى بطحان در غرب مدينه ، سكنى داشته‌اند . ( 2 ) . ما محمد هرگز رايگان‌تر از اين وخالىتر از اين نيابيم ( سيره ، ص 713 ) . ( 3 ) . نام آن دو مرد أبو سعد بن وهب ويامين بن عمير پسر عمّ آن كس بود كه سنگ برگرفت تا بر سر سيد ، عليه السلام ، بزند ( سيره ، ص 716 ) . ( 4 ) . حكايت غزو بنى النضير در سيره ، از ص 713 - 718 ، آمده است . اين واقعه در ربيع الأول سال چهارم هجرى قمري وبعد از بئر معونه اتفاق افتاده است ( متن عربى ، ج 3 ، ص 199 و 200 وهمچنين مغازى واقدى ) . ( 5 ) . از سيره ، ص 718 ، نقل شد . ( 6 ) . ذات الرقاع : در وجه تسميهء اين غزو روايات مختلفي است ؛ أول آن كه گفته‌اند درختى بوده است به نام ذات الرقاع در -